ضد حال يعني چي ؟
ضد حال يعنى بغل دستى چاق روى صندلى اتوبوس در مسير تهران – بندر عباس!
ضد حال يعنى دستشويى عمومى بدون آفتابه!
ضد حال يعنى كادويه تكرارى روز تولد!
ضد حال يعنى نوشابه ى ولرم!
ضد حال يعنى شب امتحان مجبور بشى شام درست كنى!
ضد حال يعنى افتادن توى جوىآب دم در سالن عروسى!
ضد حال يعنى خراب بودن 15 دقيقه ى آخر و مهم فيلم!
ضد حال يعنى سفيد بودن 10 صفحه ى آخر يك رمان300 صفحه اى!
ضد حال يعنى بى رنگ و رو بودن انار و هندوانه شب يلدا!
ضد حال يعنى يك وسيله ى برقى بخرى ،همين كه زدى به برق بسوزه !
ضد حال يعنى موقع فينال جام جهانى برق بره!
ضد حال يعنى خورد ن گل تساوى در تيم مورد علاقه ات، آن هم در دقبقه ى 90!
ضد حال يعنى يه جلسه سر كلاس نرى فقط همون جلسها استاد حضور و قياب كنه!
ضد حال يعنى يه هفته قبل از اين كه جشن تولد بگيرى ،خاله مامانت فوت كنه!
ضد حال يعنى يه مانتوى خوشگل بخرى، همون روز اوّل گير كنه به صندلى و پاره بشه!
ضد حال يعنى صبح ساعت 7 برى سر كلاس استاد نياد!
ضد حال يعنى بعد از اينكه كلى افه زبان اومدى نمره ى زبانت بشه يك!
ضد حال يعنى برادر كوچكت دو شاخه ى مودمو اشتباهى بزنه تو پريز برق!
ضد حال يعنى صبح روزى كه با دوستات ميخواى برى كوه بارون بياد!
ضد حال يعنى از سرويس دانشگاه جا موندن!
ضد حال يعنى با ماشين بابا جريمه شدن!
ضد حال يعنى عينكت سر جلسه ى امتحان بيفته و بشكنه!
ضد حال يعنى سر امتحان خودكارت تموم بشه!
ضد حال يعنى خودكا آبى براى يه پرسپوليسى دو آتيشه!
ضد حال يعنى سر امتحان ترم دوم ازت تقلب بگيرن!
ضد حال يعنى پايان نامه ى دانشگات رو داداش كوچيكت خط خطى كنه!
ضد حال يعنى بعد يه ساعت چت با يكى تو چت روم و مخشو زدن موقع تلفن گرفتن كه شد، كارت اينترنتت تموم بشه
ELTEMASE 2A