اینو از وبلاگ یکی دیگه کش رفتم چون خیلی قشنگ بود. امیدوارم ناراحت نشه
راستی این شهر از مریم حیدرزاده هست.
يعنی می شه كه ما دو تا يه روزی به هم برسيم؟
مهم فقط رسيدنه، حتی اگه كم برسيم
يعنی می شه خوشی بياد دورِ ما توری بكشه؟
به آرزوهاش برسه هر كی كه دوری بكشه؟
يعنی می شه شب بشينم دست روی موهات بكشم؟
كاشكی بدونم چِقَدَر بايد مكافات بكشم
يعنی می شه به جای اشك رویِ چشام سرمه باشه؟
تا كی بايد دردِ دلا فقط توی نامه باشه؟
يعنی می شه كه شونه هات فقط پناهِ من باشه؟
چرا تا حالا نشده، شايد گناهِ من باشه
يعنی می شه دستای تو، خاكِ نگامو پاك كنه؟
بيای با اسبی كه بجاش يه دنيا گرد و خاك كنه؟
يعنی می شه يه شب بگن بيا بشين ماه اومده؟
برای ديدنش ولی كلّی خاطرخواه اومده
يعنی می شه كه تو نری؟ بگی نگيد ماه اومده
انگار نه انگار كه واسَت كلی خاطر خواه اومده؟
يعنی می شه به من بگی از اين به بعد بالِ توام؟
چرا برم پيشِ اونا حالا كه من مالِ توام
يعنی می شه غرورِ تو آب شه بريزه مثلِ برف؟
اين همه بستگی داره فقط به گفتنِ يه حرف
خيلی بده آدم دِلو هيچ روزی به هيچكس نده
وقتی كه داد دعا كنه كه اون يه روزی پس نده
يعنی می شه پُر كنيم از خاطره ها حافظه رو؟
با همديگه آبش بديم اون شمعدونی قرمزه رو
يعنی می شه كه دستامون با هم مثِ يه رشته شه؟
هر كی برای اون يكی دُرست مثِ فرشته شه
يعنی می شه كه پيشِ هم برای هم تب بكنيم؟
از غمِ زردِ اون تبِ روزامونو شب بكنيم
يعنی می شه با هم واسه خوشبختی زحمت بكشيم؟
يه خوابِ راحت بكنيم، يه آهِ راحت بكشيم
يعنی می شه بازم بگی ديوونتم من، ديوونت؟
دوباره عاشقم بشه اون دلِ مثلِ رودخونَت
يعنی می شه همين بشه، نه كمتر از اين، نه زياد؟
وقتی می گم يادت مياد تو همشو يادت بياد
يعنی می شه با هم باشيم من و خدامون و خودت؟
درست مثِ تولدم، درست مثِ تولدت
يعنی می شه عاشقی لطفش مثِ نوبرش باشه؟
نه اينكه مثلِ همه چی، خوباش فقط سَرِش باشه
يعنی می شه كه جای من فقط روی چشات باشه؟
تكيه كلامِ تو بازم، من می ميرم برات باشه؟
يعنی می شه عاشقی رو رنگش كنيم با سادگی؟
بدون دَرد و دَردِ سَر بريم سراغِ زندگی
يعنی می شه فقط يه بار خدا به ما نگاه كنه؟
می گه نمی شه ولی من، همش می گم خدا كنه
يعنی می شه تو دفترش يه لحظه اسمِ ما باشه؟
يه چيزی بشكنه فقط، اونم طلسمِ ما باشه